کنترل pH یکی از اساسیترین نیازها در آزمایشگاههای شیمی، زیستشناسی، صنایع غذایی و دارویی است. بسیاری از واکنشهای شیمیایی، فعالیت آنزیمها، پایداری مواد غذایی و حتی کیفیت محصولات صنعتی به مقدار pH وابستهاند. کوچکترین تغییر در pH میتواند سرعت واکنش، ساختار مولکولها یا حتی ایمنی محصول را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، استفاده از سیستمهای بافری ضروری است. درواقع بافرها ستون فقرات بسیاری از فرایندهای آزمایشگاهی و صنعتی هستند، چون اجازه نمیدهند pH محیط به سرعت تغییر کند. در میان بافرهای رایج، بافر فسفاتی بهدلیل دسترسی آسان، قیمت مناسب، پایداری خوب و نزدیکی به شرایط فیزیولوژیک، یکی از پرکاربردترین انتخابهاست. با این حال، همیشه بهترین بافر نیست؛ هر سیستم بافری در کنار مزایا، محدودیتها و تداخلهای خاص خودش را دارد و انتخاب درست، به کاربرد (بیولوژیکی/غذایی/آنالیتیکی/صنعتی)، دما، یونقدرت، و حتی حضور یونهای فلزی وابسته است.
فهرست عناوین
بافر فسفاتی چیست و چگونه عمل میکند؟
بافر فسفاتی معمولاً از ترکیب دیهیدروژنفسفات (مانند سدیمدیهیدروژنفسفات یا پتاسیمدیهیدروژنفسفات) با هیدروژنفسفات (مانند دیسدیمهیدروژنفسفات یا دیپتاسیمهیدروژنفسفات) ساخته میشود و با استفاده از تعادل اسید ضعیف و باز مزدوج تغییرات pH را خنثی میکند. وقتی مقدار کمی اسید وارد محلول شود، جزء بازی سیستم (مثلاً ⁻HPO₄²) آن را مصرف میکند؛ و وقتی مقدار کمی باز وارد شود، جزء اسیدی سیستم (مثلاً ⁻H₂PO₄) آن را خنثی میکند. نتیجه این است که نسبت گونههای اسیدی/بازی خیلی سریع به تعادل برمیگردد و pH، نسبتاً ثابت میماند.
ترکیب شیمیایی سیستم بافری فسفات
اسید فسفریک یک اسید سهپروتونی است؛ یعنی میتواند در سه مرحله پروتون از دست بدهد و سه جفت بافری بالقوه ایجاد کند. در کاربردهای رایج (بهویژه اطراف pH خنثی)، مهمترین جفت بافری، ⁻H₂PO₄⁻ / HPO₄² است که نزدیک pH فیزیولوژیک بهترین عملکرد را دارد. سه pKa اصلی اسید فسفریک بهطور تقریبی حدود 2.15، 7.20 و 12.35 در دمای 25 درجه سانتی گراد گزارش میشوند.
نقش pKa در عملکرد بافر فسفاتی
کلید فهم قدرت یک بافر، pKa آن است. بهصورت ساده، یک بافر وقتی بهترین کارایی را دارد که pH هدف نزدیک pKa آن باشد (حدوداً در بازه pKa±1). به همین دلیل است که برای pHهای نزدیک 7، معمولاً از جفت ⁻H₂PO₄⁻ / HPO₄² استفاده میشود، چون pKa دوم اسید فسفریک نزدیک 7.2 است. در عمل، با رابطه هندرسون–هاسلبالخ میتوان نسبت اجزای اسیدی و بازی را طوری تنظیم کرد که به pH دلخواه برسید.
محدوده pH مؤثر بافرهای فسفاتی
بافر فسفاتی بهطور کلاسیک در محدوده حدود 6.2 تا 8.2 (اطراف pKa دوم) بیشترین کاربرد را دارد؛ چون این بازه هم به شرایط فیزیولوژیک نزدیک است و هم بسیاری از واکنشهای زیستی/آزمایشگاهی در همین محدوده انجام میشوند. البته از نظر تئوری، فسفات میتواند اطراف pH≈2.15 و pH≈12.3 هم بافر بسازد، اما در کاربردهای عمومی کمتر رایج است و معمولاً بهدلایل عملی (نوع نمونه، سازگاری، رسوبگذاری، و…) انتخاب اول نیست.
جدول گونههای اصلی سیستم فسفات و محدودههای بافری معمول
|
مرحله تعادل |
جفت اسید/باز مزدوج |
pKa تقریبی (25 C°) |
محدوده pH مؤثر (تقریباً pKa±1) |
کاربرد معمول |
|
اول |
⁻H₃PO₄ / H₂PO₄ |
~2.15 |
~1.15 تا ~3.15 |
کاربردهای اسیدی خاص |
|
دوم (رایجترین) |
⁻H₂PO₄⁻ / HPO₄² |
~7.20–7.21 |
~6.2 تا ~8.2 |
بیولوژی، آزمایشگاه، PBS |
|
سوم |
⁻HPO₄²⁻ / PO₄³ |
~12.32–12.35 |
~11.3 تا ~13.3 |
کاربردهای قلیایی خاص |
انواع بافرهای رایج در آزمایشگاه و صنعت

در کنار فسفات، چند بافر دیگر هم بسیار پرکاربردند و هرکدام برای یک محدوده pH و یک تیپ کاربرد، محبوب شدهاند. تفاوت مهم آنها معمولاً در pKa، حساسیت دمایی، سازگاری با سیستمهای زیستی، و تداخلهای شیمیایی است.
بافر تریس (Tris Buffer)
تریس یکی از بافرهای بسیار رایج در زیستمولکولی است و معمولاً برای pHهای حدود 7 تا 9 استفاده میشود، چون pKa آن نزدیک ~8.1 در دمای 25 درجه سانتی گراد است. اما نکته کلیدی درباره Tris این است که به دما بسیار حساس است. ضریب تغییر pKa آن حدود 0.028- به ازای هر درجه سانتیگراد گزارش میشود؛ یعنی با گرم شدن محیط، pH مؤثر میتواند بهطور معنیدار جابهجا شود. پس اگر واکنش شما در دمایی غیر از دمای تنظیم pH انجام میشود (مثلاً 4 درجه یا 37 درجه سانتی گراد)، Tris میتواند باعث خطای pH شود مگر اینکه دقیقاً در همان دمای مصرف، pH را تنظیم کنید. در عمل، یا Tris base را در آب حل میکنند و با افزودن HCl، پی اچ را تنظیم میکنند (در این حالت بخشی از تریس به Tris-HCl تبدیل میشود)، یا از ابتدا Tris base و Tris-HCl را با نسبت مناسب مخلوط میکنند تا به pH دلخواه برسند.
بافر استاتی
بافر استات معمولاً برای محیطهای اسیدی ملایم مناسب است (اطراف pKa اسید استیک ~4.76). مزیت مهم آن سادگی، قیمت مناسب و کاربردهای زیاد در شیمی، غذا و آنالیز است. از نظر دمایی، در برخی منابع برای استات ضریب تغییر بسیار کم گزارش شده (مثلاً در یک محاسبه برای تبدیل دمایی، مقدار بسیار کوچک ذکر شده است)، که در عمل یعنی نسبت به Tris معمولاً حساسیت کمتری دارد. محدودیت رایج استات این است که برای کارهای نزدیک pH فیزیولوژیک مناسب نیست، و همچنین در برخی سیستمهای زیستی یا واکنشهای خاص ممکن است با مسیرهای متابولیک یا واکنشپذیری نمونه تداخل ایجاد کند. برای ساخت بافر استات، اسید استیک گلاسیال و نمکهای استات (مانند پتاسیم استات و آمونیوم استات ) در نسبت مناسب با یکدیگر مخلوط میشوند تا pH دلخواه بهدست آید.
بافر سیترات
سیترات یک سیستم چندپروتونی است و میتواند چند بازه اسیدی تا نزدیک خنثی را پوشش دهد (بهدلیل چند pKa). همین ویژگی باعث میشود در غذا و دارو (کنترل pH، طعم، پایداری) و برخی کاربردهای صنعتی گزینه محبوبی باشد. در عین حال، سیترات توانایی کمپلکسسازی با یونهای فلزی دارد؛ این میتواند گاهی مزیت باشد (کاهش اثر فلزات مزاحم) و گاهی عیب (تداخل در واکنشهای وابسته به فلز یا در سنجشهای خاص).
بافر بیکربنات
بیکربنات از نظر زیستی بسیار مهم است چون بخش اصلی سیستم تنظیم pH در بدن و همچنین پایه بسیاری از محیطهای کشت سلولی است. اما ویژگی تعیینکننده آن این است که بهشدت به تعادل CO₂ وابسته است؛ یعنی اگر شرایط گاز (مثلاً 5% CO₂ در انکوباتور) کنترل نشود یا محلول در تماس با هوا تغییر کند، pH میتواند جابهجا شود. به همین دلیل، بیکربنات در محیطهای باز یا بدون کنترل CO₂ همیشه پایدارترین گزینه نیست و معمولاً در کنار کنترل گاز/انکوباتور معنی پیدا میکند.
تفاوت بافر فسفاتی با سایر بافرها چیست؟
بافر فسفاتی معمولاً برای pH نزدیک 7 عالی است، از نظر شیمیایی پایدار و ارزان است، اما در حضور یونهای چندظرفیتی مثل کلسیم/منیزیم میتواند رسوب بدهد و در برخی واکنشها/آزمونهای آنزیمی یا تحلیلهای خاص (مثل برخی روشهای وابسته به فسفات یا یونهای فلزی) تداخل ایجاد کند.
مقایسه محدوده pH مؤثر
مبنای مقایسه ساده است: هر بافر بهترین کارایی را نزدیک pKa خودش دارد.
- فسفات (جفت رایج) نزدیک 7.2 بهترین است و عملاً برای ~6.2 تا ~8.2 انتخاب بسیار خوبی است.
- Tris نزدیک 8.1 قوی است و معمولاً برای ~7 تا 9 کاربرد دارد.
- استات بیشتر اطراف 4–6 معنی دارد.
- سیترات بازه اسیدی تا نزدیک خنثی را پوشش میدهد (با توجه به چند pKa).
- بیکربنات نزدیک 6.3 (در تعادل با CO₂) مهم میشود و برای سیستمهای زیستیِ کنترلشده عالی است.
مقایسه ظرفیت بافری
ظرفیت بافری یعنی یک بافر تا چه حد میتواند در برابر اضافه شدن اسید/باز مقاومت کند. این ظرفیت به سه چیز خیلی وابسته است:
- غلظت کل بافر (هرچه بالاتر، ظرفیت بیشتر)
- نزدیکی pH به pKa (هرچه نزدیکتر، بهتر)
- ماهیت شیمیایی سیستم
در بسیاری از کاربردهای عمومی، بافر فسفاتی بهدلیل حلالیت خوب و امکان تنظیم دقیق نسبت گونهها، ظرفیت بافری مناسبی فراهم میکند و برای حفظ pH نزدیک خنثی بسیار قابل اتکاست. در مقابل، بیکربنات در عمل «ظرفیت مؤثر» خودش را از سیستم CO₂/انکوباتور میگیرد؛ یعنی اگر CO₂ کنترل نشود، ظرفیت واقعی شما افت میکند و pH شناور میشود.
تفاوت در پایداری دمایی
- Tris: بسیار حساس به دماست (حدود 0.028- ΔpKa/ΔT)، پس تغییر دما میتواند pH را بهطور محسوس جابهجا کند.
- فسفات: معمولاً حساسیت دمایی خیلی کمتر دارد؛ برای سیستم فسفاتی ضریب حدود 0.0028- pH واحد/°C گزارش شده است (تقریباً یک مرتبه بزرگی کمتر از Tris).
تفاوت در سازگاری بیولوژیکی
فسفات از نظر مفهومی فیزیولوژیک است و به همین دلیل، ترکیباتی مثل PBS) Phosphate Buffered Saline) بهعنوان محلول شستوشو/رقیقسازی در زیستمولکولی استاندارد شدهاند.
- برای شستوشوی سلولها/نمونهها PBS عالی است، ولی برای کشت طولانیمدت سلول معمولاً سیستم بیکربنات/CO₂ (و گاهی بافرهای کمتداخلتر) مناسبتر است چون pH باید در 37 درجه سانتی گراد و در حضور CO₂ پایدار بماند و همچنین یونها/مواد غذایی باید لحاظ شوند.
- فسفات همچنین میتواند با برخی یونهای موجود در محیطهای زیستی (مثل ⁺Ca²⁺/Mg²) رسوب بدهد که برای بعضی کاربردها مشکلساز است.
تداخلهای شیمیایی احتمالی
مهمترین تداخلهای عملیِ فسفات معمولاً به شکل زیر است.
- رسوب با یونهای چندظرفیتی (بهخصوص کلسیم و منیزیم)؛ این موضوع هم در منابع استاندارد و هم در بحثهای مربوط به کاربردهای فیزیولوژیک ذکر میشود.
- تداخل در برخی فرایندهای آنزیمی (بهعنوان مهارکننده یا ایجادکننده تغییر در تعادل واکنش) نیز گزارش شده است.
- در تحلیلهای خاص، حضور فسفات میتواند پسزمینه ایجاد کند (مثلاً در روشهایی که خودِ فسفات آنالیت یا جزء واکنش رنگسنجی/کمپلکسسازی است)، یا در سیستمهایی که به یونهای فلزی آزاد نیاز دارند، رفتار شیمیایی را تغییر دهد.
جدول مقایسه سریع
|
ویژگی |
بافر فسفاتی |
Tris |
استات |
سیترات |
بیکربنات |
|
بهترین بازه pH |
نزدیک 7.2 (حدود 6.2–8.2) |
حدود 7–9 |
اسیدی ملایم |
اسیدی تا نزدیک خنثی |
وابسته به CO₂ (زیستی) |
|
حساسیت به دما |
کمتر (≈0.0028-/°C) |
زیاد (≈0.028-/°C) |
معمولاً کم |
متغیر |
زیاد (تعادل CO₂) |
|
سازگاری زیستی |
خوب (خصوصاً PBS) |
خوب، ولی دما مهم |
کاربردی ولی نه فیزیولوژیک |
بسته به سیستم |
عالی در انکوباتور CO₂ |
|
تداخل شاخص |
رسوب با Ca/Mg، مهار برخی آنزیمها |
تغییر pH با دما |
محدود به pH پایین |
کمپلکسسازی فلزات |
pH شناور بدون CO₂ |
مزایای بافر فسفاتی

بافر فسفاتی بهدلیل پایداری شیمیایی بالا، قیمت مناسب و سازگاری با سیستمهای بیولوژیکی در آزمایشگاهها و صنایع مختلف پرکاربرد است. این ویژگیها بهویژه در کنترل pH و حفظ پایداری محیطهای زیستی و صنعتی مؤثر هستند. در ادامه، هر یک از این مزایا بهطور مفصلتر بررسی خواهد شد.
پایداری شیمیایی بالا
فسفات معمولاً از نظر شیمیایی کمواکنشتر و پایدار است؛ یعنی در بسیاری از شرایط معمول آزمایشگاهی، تغییر ماهیت نمیدهد، بهراحتی استریلپذیر است و برای کارهای روتین گزینه قابل اتکایی محسوب میشود. این پایداری بهخصوص در کارهای روزمرهای مثل شستوشوی نمونهها، رقیقسازیها، و آمادهسازی محلولهای استاندارد اهمیت دارد.
قیمت مناسب و دسترسی آسان
نمکهای فسفات (سدیمی/پتاسیمی) تقریباً در همه بازارهای مواد شیمیایی موجودند، هزینهشان نسبتاً پایین است و ساخت محلول بافر فسفاتی هم به تجهیزات یا مواد خاص نیاز ندارد. همین «سادگی تأمین و ساخت» باعث میشود فسفات در آزمایشگاهها و حتی خطوط صنعتی انتخاب پرتکرار باشد.
سازگاری با سیستمهای بیولوژیکی
وجود فسفات در بسیاری از سامانههای زیستی باعث شده محلولهایی مثل PBS به استاندارد رایج تبدیل شوند. PBS معمولاً شامل نمکهای فسفات بههمراه NaCl و KCl است و بهعنوان محلول ایزوتونیک برای کاربردهای زیستی (مثل شستوشوی سلول و بافت) استفاده میشود.
کاربرد گسترده در صنایع غذایی و آزمایشگاهی
در آزمایشگاه، فسفات در بافرسازی نزدیک pH خنثی، محلولهای شستوشو، و بسیاری از پروتکلهای عمومی دیده میشود. در صنایع غذایی هم «کنترل pH» و «پایداری» معمولاً دلیل اصلی استفاده از ترکیبات فسفاتی است (البته با توجه به فرمولاسیون و محدودیتهای مقرراتی هر محصول).
محدودیتها و معایب بافر فسفاتی

بافر فسفاتی بهعنوان یک سیستم بافری بسیار پرکاربرد، در کنار مزایای زیاد خود، محدودیتهایی نیز دارد که باید در نظر گرفته شوند. از جمله مهمترین این محدودیتها میتوان به تداخل با یونهای فلزی، رسوبگذاری در حضور کلسیم و منیزیم، رسوب در اتانول و محدودیت در برخی آنالیزهای آنزیمی اشاره کرد. علاوه بر این، تأثیر دما بر pH یکی دیگر از نکات مهم است که در ادامه بهطور مفصلتر توضیح داده خواهد شد.
تداخل با یونهای فلزی
فسفات میتواند با برخی یونهای فلزی وارد برهمکنش شود و در سیستمهایی که یون فلزی نقش کاتالیزور/کو-فاکتور دارد، نتیجه آزمایش را تغییر دهد. از دید عملی، این موضوع در سنجشهای حساس یا واکنشهای وابسته به فلزات میتواند منبع خطا شود.
رسوبگذاری در حضور کلسیم و منیزیم
یکی از معروفترین مشکلات فسفات، تشکیل رسوب با یونهای چندظرفیتی مثل ⁺Ca² و ⁺Mg² است. این موضوع هم در زمینههای فیزیولوژیک و هم در محیطهای واقعی (نمونههای آب، محیطهای دارای سختی بالا) اهمیت دارد و میتواند باعث کدری، کاهش یون آزاد، یا اختلال در اندازهگیریها شود.
رسوب در اتانول
یکی از محدودیتهای دیگر بافر فسفاتی این است که در اتانول رسوب میکند. این ویژگی میتواند مشکلساز باشد، بهویژه در کاربردهایی که نیاز به رسوبدهی DNA یا RNA دارند، چرا که رسوب شدن فسفات میتواند بر دقت و کارایی فرایند رسوبدهی تأثیر منفی بگذارد. به همین دلیل، در این گونه آمادهسازیها معمولاً استفاده از بافر فسفاتی توصیه نمیشود و باید از سایر بافرها که در اتانول حل میشوند استفاده کرد.
محدودیت در برخی آنالیزهای آنزیمی
بافر فسفاتی ممکن است در برخی از سیستمهای آنزیمی تداخل ایجاد کرده و واکنشهای آنزیمی را مهار کند. این مسئله بهویژه در برخی از کاربردهای بیوشیمیایی یا تحقیقاتی که نیاز به فعالیت آنزیمی بالا دارند، میتواند یک محدودیت قابلتوجه باشد. فسفاتها ممکن است بهعنوان مهارکنندههای غیررقابتی در مسیرهای آنزیمی عمل کنند و در نتیجه کارایی آنزیمها را کاهش دهند. بنابراین، هنگام انتخاب بافر برای آزمایشهای آنزیمی، باید دقت کرد که فسفات بر نتایج آنزیمی تأثیر منفی نگذارد.
تأثیر دما بر pH
اگرچه فسفات نسبت به Tris کمحساستر است، اما کاملاً «بیاثر» نیست: pH با تغییر دما کمی جابهجا میشود و در برخی دیتاشیتها برای PBS به تغییرات قابل توجه در دماهای رایج اشاره شده است.
نکته مهم این است که pH را در همان دمای مصرف یا نزدیک به آن تنظیم و اندازهگیری کنید، مخصوصاً اگر دقت pH برای شما حیاتی است.
چه زمانی نباید از بافر فسفاتی استفاده کرد؟
- وقتی نمونه یا محیط شما ⁺Ca²⁺ / Mg² بالایی دارد (سختی آب، برخی محیطهای زیستی، یا واکنشهای وابسته به یونهای دوظرفیتی) چون احتمال رسوب و خطا بالاست.
- وقتی واکنش یا آزمون شما به یونهای فلزی آزاد نیاز دارد یا فلزات نقش کاتالیزوری دارند (فسفات میتواند رفتار شیمیایی را تغییر دهد).
- وقتی با آنزیمهای حساس به فسفات کار میکنید یا مسیر واکنش به فسفات مرتبط است (احتمال مهار یا تغییر کارایی).
- وقتی قصد دارید محلول را در روشهای حساس به نمکهای غیر فرّار استفاده کنید (مثلاً برخی کاربردهای تحلیلی پیشرفته)؛ در این سناریوها معمولاً بافرهای سازگارتر با ابزار ترجیح داده میشوند.
- وقتی سیستم شما به تعادل CO₂ وابسته است (مثل کشت سلولی در انکوباتور) و کنترل pH باید دقیقاً با شرایط گازی تنظیم شود؛ در اینجا بیکربنات/CO₂ معمولاً منطق قویتری دارد.
چگونه سیستم بافری مناسب انتخاب کنیم؟
انتخاب بافر خوب یعنی کم کردن ریسک خطا و تکرار آزمایش. یک انتخاب حرفهای معمولاً بر اساس سه محور است:
1-توجه به pKa
اول pH هدف را مشخص کنید، بعد بافری را انتخاب کنید که pKa آن تا حد ممکن نزدیک pH شما باشد (ترجیحاً در بازه pKa±1). این کار باعث میشود با کمترین غلظت هم بیشترین ثبات pH را بگیرید.
2-در نظر گرفتن دما و قدرت یونی
اگر دما در طول آزمایش تغییر میکند یا آزمایش در دمای خاصی انجام میشود ( C4°، 25°C، 37°C، 60°Cو …)، حتماً به حساسیت دمایی توجه کنید. Tris بهطور مشخص حساسیت زیادی دارد (0.028-/°C)، در حالیکه فسفات معمولاً بسیار کمتر است (≈0.0028-/°C). قدرت یونی و نمکهای همراه هم میتوانند pH مؤثر را تغییر دهند؛ بنابراین بافر را در شرایط واقعی آزمایش تنظیم کنید، نه در آب خالص.
3-نوع کاربرد (آزمایشگاهی، غذایی، بیولوژیکی)
- کارهای عمومی آزمایشگاهی نزدیک pH خنثی: فسفات معمولاً عالی است (اگر مشکل Ca/Mg ندارید).
- زیستمولکولی در pH 7–9 با کنترل دقیق دما: Tris خوب است ولی باید دما را جدی بگیرید.
- غذایی/فرمولاسیونهای اسیدی: استات/سیترات معمولاً منطقیترند.
- کشت سلولی: بیکربنات/CO₂ (و در برخی سناریوها ترکیبی از سیستمها) انتخاب رایجتری است.
جدول راهنمای سریع انتخاب بافر
|
سناریو |
پیشنهاد عملی |
|
pH نزدیک 7 و نمونه بدون Ca/Mg بالا |
فسفات / PBS |
|
pH حدود 8–9 و دمای آزمایش ثابت/قابل کنترل |
Tris (تنظیم pH در دمای مصرف) |
|
pH اسیدی (حدود 4–6) |
استات یا سیترات |
|
سیستم وابسته به CO₂ (کشت سلولی) |
بیکربنات + کنترل CO₂ |
|
حضور ⁺Ca²⁺/Mg² یا نیاز به یون فلزی آزاد |
پرهیز از فسفات؛ انتخاب جایگزین مناسب |
جمعبندی و نتیجهگیری نهایی
در نهایت، بافر فسفاتی بهدلیل ویژگیهای شیمیایی پایدار، قیمت مناسب و سازگاری بیولوژیکی، یکی از محبوبترین و پرکاربردترین بافرها در آزمایشگاهها و صنایع مختلف است. این بافر بهویژه در کنترل pH، حفظ پایداری محیطهای زیستی و صنعتی و کاربردهای مرتبط با سیستمهای بیولوژیکی دارای مزایای قابل توجهی است. با این حال، محدودیتهایی همچون تداخل با یونهای فلزی، رسوبگذاری در حضور کلسیم و منیزیم، و تأثیر دما بر pH، میتوانند در برخی شرایط آزمایشگاهی یا صنعتی چالشبرانگیز باشند. بنابراین، انتخاب بافر فسفاتی باید با دقت انجام شود، بهویژه در کاربردهایی که حساسیت بالایی دارند.







